مهدى الهى قمشه اى

19

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

نامهء دوم باسم اللّه خير الأسماء وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً « 1 » يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ « 2 » ز دام طبيعت پريدن خوش است * گل از باغ لاهوت چيدن خوش است به كاخ تجرّد نشستن نكو است * در آنجا رخ يار ديدن خوش است مى عشق نوشيدن از دست يار * از آن باده جان پروريدن خوش است نسيمى وزد تا ز باغ وصال * چو گل جامه تن دريدن خوش است تويى خوش نوا مرغ باغ الست * در آن آشيان آرميدن خوش است پر و بال دانش گشودن روا است * ز دام علائق رهيدن خوش است از اين شهر و اين خانه تا كوى دوست * چو آهوى وحشى دويدن خوش است از اين ديو و دد مردم پر غرور * همى كنج غربت خزيدن خوش است همه‌شب به اميد صبح وصال * چو نى ناله از دل كشيدن خوش است الهى ز شوق غزالان عشق * به صحراى وحدت چريدن خوش است كلمه‌اى چند از عزيزان بود يا روح و ريحان از گلشن رضوان كه دماغ پرور و آرامش خاطر بود . سوگ الهى با دل دوستان افضل و امجد معادى و محمّد چه كرد كه از هردرى بهانه مىگيرند و نامه تعزيت به اين مرغ پر شكسته پا بسته محبوس در قفس مىفرستند . خداى متعالى دوستانم را به جنّت لقايش متنعّم و مخلّد بدارد . آمين و

--> ( 1 ) . بقره / 270 ( 2 ) . مجادله / 12